تبليغاتX
وبلاگ مخصوص عشاق سینما
كسي آن بالا مرا دوست دارد

۲۰ روز زمان کمی نیست برای فراموش کردن. برای آرام شدن. ولی بعد از ۲۰ روز که از درگذشت شکیبایی می گذرد، نه فراموشش کرده ام و نه آرام شده ام. دیروز که به او فکر می کردم، ناگهان طرحی تازه برای تجلیل از او به ذهنم رسید. اینکه بهترین بازیهای سینمایی او را در حد خودم تحلیل کنم. فعلاً ۹ فیلم به ذهنم رسیده که به ترتیب زمان ساخت عبارتند از: هامون، سارا،پری، کیمیا، خواهران غریب، کاغذ بی خط، سالاد فصل، چه کسی امیر را کشت؟ و اتوبوس شب. تازه مطالب خام مربوط به فیلم سارا را نوشته ام و سعی می کنم به زودی در مورد فیلمهای هامون و خواهران غریب هم بنویسم. نظر شما چیست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 15:23  توسط سید آریا قریشی  | 


زمان می گذرد. ولی این داغ کماکان بر دلم تازگی می کند. خسته از همه چیز و همه کس، به او می اندیشم. کسی که از نگاه من، بخش بزرگی از معنای سینمای ایران بود و اکنون سینمای ایران تا مدتی از دید من پوچ و بی معنا خواهد بود. در این دو هفته ای که از مرگ او گذشته است، خواهران غریب و هامون را دوباره دیدم و تازه بعد از دیدن این فیلمها فهمیدم فاجعه ی مرگ شکیبایی یعنی چه. دلم می گیرد از این زمانه و در عین حال ممنونم. ممنونم از خدایی که شکیبایی را در اوج از ما گرفت. زمانی که به عنوان یکی از پنج بازیگر برتر 30 سال اخیر شناخته شده بود. زمانی که همه، از پیر و جوان، از منتقد و عامی او را می شناختند. زمانی که در تشییع جنازه اش، مردم به طرزی باورنکردنی و با شکوه با او وداع کردند تا تن رنجورش با آسودگی در جایگاه ابدی اش آرام گیرد. خدایا شکر!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 19:13  توسط سید آریا قریشی  |