تبليغاتX
وبلاگ مخصوص عشاق سینما
كسي آن بالا مرا دوست دارد
دو روز قبل، ۲۷ آذر، اولین سالگرد تاسیس وبلاگم بود. امروز دو روز از یک سالگی وبلاگم گذشته است. ولی به هر حال مهم خوشحالی از این مساله است که عمر این وبلاگ به یک سال رسید.

یک سال قبل که این وبلاگ را ایجاد کردم، هرگز به این فکر نمی کردم که روزی وبلاگم به این مرحله برسد و اصلاً نقد فیلم را ادامه دهم. کاری بود که تفننی شروع شد و حالا به این مرحله رسیده است.

سال اول که خوب بود! به هر حال این وبلاگ تنها مکانی است که می توانم حرف دلم را به طور کامل در آن منتقل کنم. چه خوب و چه بد. ولی سعی کردم تا حد توانم اصول حرفه ای را رعایت کنم. یعنی محدوده ی نوشته هایم مشخص باشد.

امروز که ناگهان متوجه شدم عمر وبلاگم از یک سالگی گذشته است، لحظه ای احساس ترس کردم. از این رو که دیگر قضیه یک قضیه ی شخصی نیست. اگر هنگام تاسیس وبلاگم صرفاً به فکر نوشتن یک سری مطالب شخصی بودم، الان احساس می کنم عده ای مطالب و نوشته های من را می خوانند و همین برای من نگران کننده است. نمی دانم مطالب وبلاگم خوب بوده یا نه. ولی به هر حال منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 17:20  توسط سید آریا قریشی  | 

"هر چيزي، ضد خود را مي آفريند." حتماً تاكنون اين جمله را شنيده ايد. نظريه اي كه در زمينه هاي مختلف مطرح شده است؛ از جمله در سينما. در فيلم هاي سينمايي از زمان پيدايش سينماي داستان گو، چنين مسأله اي وجود داشته است. به اين شكل كه در مقابل هر قهرماني يك ضد قهرمان هم وجود داشته كه حداقل در بخشي از فيلم، تقابل آنها را - به طور مستقيم يا غيرمستقيم - شاهد بوده ايم. در طول تاريخ سينما، ضدقهرمان ها همواره جذابيت خاصي براي تماشاگران داشته اند. انعطاف پذيري آن ها بيش از قهرمانان بوده است و - به خصوص در سال هاي اخير - كار به جايي رسيده كه در خيلي از فيلم ها حضور پررنگ تري از قهرمان داستان دارند. با نگاهي به روند تغيير شخصيت ضدقهرمان ها مي توان به اين نتيجه رسيد كه اين روند با تغييرات رخ داده در سطح جامعه ي آن دوره ارتباط - گاه تنگاتنگي - دارد. بنابراين بررسي تغييرات رخ داده در شخصيت پردازي ضدقهرمان ها از اهميت بالايي برخوردار مي شود. از نظر نحوه ي پردازش ضدقهرمان مي توان فيلم ها را به سه دسته ي كلاسيك، مدرن و پست مدرن تقسيم كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 10:39  توسط سید آریا قریشی  | 

 

احمد آقالو هم درگذشت...در شرایطی که تئاتر ما اوضاع بسیار نامناسبی دارد، مرگ او انگار ناقوس مرگ تئاتر ما را نیز به صدا درآورده است. دیگر خبری نیست. گویی هنر در این مملکت رو به زوال است. در این شرایط، مرگ احمد آقالو، بیشتر قلب ما را می فشارد. چراکه دوباره به یادمان می آورد وضعیت تئاترمان را. تئاتر ما نیز انگار هچون آقالو مدتهاست سرطان گرفته و بی حال و بیمار در گوشه ای فروافتاده تا مرگش فرا رسد. تئاتر ما بیمار است وما...کماکان چشم انتطار بهبود آن. بهبودی که با لطفی که مسئولین به این هنر باستانی دارند، به این زودی ها ممکن نخواهد بود.

احمد آقالو هم  درگذشت و...

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 18:46  توسط سید آریا قریشی  |