تبليغاتX
وبلاگ مخصوص عشاق سینما
كسي آن بالا مرا دوست دارد

اجازه بدهید در مورد این یک فیلم بخصوص، از غلیان احساساتم جلوگیری نکنم. خواهران غریب بدون شک فیلم ایرانی محبوب تمام عمرم است. نه یکی از محبوب ترین ها. بلکه محبوب ترین. این را با اطمینان کامل می گویم. خواهران غریب فیلمی است که بهترین خاطرات سینمایی دوران کودکیم با آن رقم خورده است. هنگامی که در سال 75 این فیلم در بابل اکران شد، پنج بار به دیدن آن رفتم و تک تک آن دفعات را هنوز به یاد دارم. بدون شک اگر فیلم را زود از روی پرده برنداشته بودند، چندین بار دیگر هم به دیدن آن می رفتم. 12 سال از آن دوره گذشته و به جرئت می گویم ارزش و جذابیت این فیلم برای من حتی به قدر ذره ای کاهش نیافته است. هنوز هم هر وقت به تماشای آن می نشینم، همان قدر مجذوب فیلم می شوم که دفعه ی اول مجذوب شده بودم. اعتراف می کنم هیچ فیلمی جای خواهران غریب را برای من پر نکرده است و حالا می توانم با اطمینان بگویم که این جا را تا پایان عمرم هیچ فیلمی پر نخواهد کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 10:49  توسط سید آریا قریشی  | 

هنگامي كه جان وين در آخرين ماه هاي زندگي اش و در حالي كه سرطان از درون داشت او را نابود مي كرد، جهت اهداي يكي از جوايز اسكار به روي سن دعوت شد، به كنايه به نكته اي با اين مضمون اشاره كرد كه: "شباهت من و اسكار اين است كه هيچ كدام به اين زودي ها قصد مردن نداريم"! جان وين اندكي پس از بيان اين جمله، بر اثر آن بيماري مهلك جان سپرد. چه كنايه آميز بود كه اسكار هم اندكي پس از اين جمله ي جان وين رو به افول نهاد. پس از عبور از دهه ي طلايي هفتاد كه در آن تقريباً هر فيلمي كه جايزه ي اسكار بهترين فيلم را دريافت كرد، يك شاهكار بود (ارتباط فرانسوي، پدرخوانده، نيش، پدرخوانده 2، ديوانه از قفس پريد، آني هال و شكارچي گوزن از اين جمله اند)، دهه ي هشتاد نااميدكننده شروع شد و تا به امروز اسكار با فراز و نشيب هاي بسياري همراه بوده است. مردم معمولي، گاندي، شجاع دل، تايتانيك، شكسپير عاشق و شيكاگو از جمله فيلم هاي اين چند سال بوده اند كه اسكار بردنشان با حرف و حديث هاي بسياري همراه بوده و بسياري دريافت اسكار بهترين فيلم توسط اين فيلم ها را ناعادلانه مي دانند. امسال هم اين فيلم با انتخاب فيلم (عملاً) هندي ميليونر زاغه نشين تكرار شد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 19:38  توسط سید آریا قریشی  | 

برادران كوئن را مي توان تناقضاتي در دل هاليوود دانست. كساني كه در دل هاليوود فيلمي مي سازند كه در آن، يك داستان به ظاهر عامه پسند روايت مي شود. ولي در پايان تمام قواعد ژانر دگرگون مي شود و همه ي برنامه ريزي ها به وسيله ي حوادث پيش بيني نشده به هم مي ريزد. كساني كه در اكثر فيلم هايشان، منطق فرمايشي هاليوود را به سخره مي گيرند و اساس فيلم هايشان را بر شانس و تصادف قرار مي دهند. آن ها آن قدر بر اين رويه پا فشاري كردند كه سرآن جام هاليوود آن ها را پذيرفت. نكته اي كه جوئل كوئن به كنايه در شبي كه به همراه برادرش اسكارها را درو كرد، به آن اشاره نمود. برادران كوئن به تدريج جاي مهمي در صنعت سينما براي خود باز كرده اند. در اين مقاله نگاهي به سينما و فيلم هاي برادران كوئن مي اندازيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 10:16  توسط سید آریا قریشی  | 

فرهنگ چيست؟ اين واژه چيست كه با تار و پود زندگي ما آميخته است، ولي بسياري از ما آن را نمي شناسيم؟ اين چه مفهومي است كه مسئولين بلندپايه همواره از آن نام مي برند، ولي خود از ارزش و اهميت آن بي اطّلاعند و چه بسا از خود اين مفهوم هيچ گونه برداشتي نداشته باشند؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 19:27  توسط سید آریا قریشی  | 

دوازده مرد خشمگين اولين فيلم سيدني لومت، كارگردان مشهور آمريكايي است. با اين وجود، بسياري از مؤلفه هايي كه در فيلم هاي دوره ي اوج لومت (به خصوص دهه ي هفتاد) وجود داشتند، در اين فيلم هم به چشم مي خورند. از يك سو لومت نشان داده كه متخصص كار كردن در فضاهاي بسته است. مسئله اي كه در فيلم بعدازظهر سگي به اوج مي رسد. در دوازده مرد خشمگين هم چنين شرايطي حكمفرماست. تقريباً تمام طول فيلم در اتاق هيئت منصفه مي گذرد و لومت و رجينالد رز (فيلمنامه نويس اين فيلم) در همين فضاي بسته، آسيب شناسي دقيق و جامعي از اجتماع ارائه مي دهند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 21:36  توسط سید آریا قریشی  | 

جاودان باد نام و ياد بزرگ مرد تاريخ ايران، زنده ياد دكتر محمد مصدق


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 14:12  توسط سید آریا قریشی  | 

 

مشخص نیست چرا بعضی از ستارگان سینما، زمانی که سنی ازشان می گذرد، کم کم سینما را به شوخی می گیرند و تن به بازی در فیلم هایی کم مایه می دهند. شاید از فراموش شدن می ترسند و یا شاید از اسطوره ماندنشان اطمینان دارند. ولی به هر حال این تغیر رویه در انتخاب نقش ها از سوی آنان، ممکن است کمی عجیب به نظر برسد. مارلون براندو را که حتماً یادتان است. حالا این اتفاق دارد در مورد دو غول باقیمانده ی سینما می اقتد. آل پاچینو (که چند سال قبل به همراه مارلون براندو، پل نیومن و جک نیکلسون به عنوان چهار غول بازیگری زنده معرفی شد) و رابرت دنیرو (که تعداد نظرسنجی هایی که او در آن در میان سه بازیگر برتر تاریخ سینما انتخاب شده است، از شمارش خارج شده است). هر دو با سرعت بسیاری در حال فاصله گرفتن از گذشته ی پرافتخار خود هستند. با این وجود، حدیث این دو با هم کاملاً متفاوت است. رابرت دنیرو رسماً اعلام کرده که دیگر به سینما تنها به چشم یک تفریح نگاه می کند و چندان برایش اهمیتی ندارد که در چه نوع فیلمی بازی کند. دنیرو روند لطمه زدن به گذشته ی درخشانش را زودتر از پاچینو آغاز کرد و در واقع پس از مخمصه (مایکل مان،1995) که در کنار پاچینو ظاهر شد، کمتر فیلمی از او دیده ایم که از نظر کیفی تأثیر مثبتی بر کارنامه ی او بگذارد. ولی صحبت اصلی این مقاله، آل پاچینو است. کسی که بر خلاف دنیرو هنوز نقش هایش را (حداقل در ظاهر) جدی می گیرد و در مصاحبه ای اعلام کرده که هنوز شاه نقشش را در سینما بازی نکرده است و به دنبال آن می گردد. بنابراین انتظار این است که پاچینو باز هم بتواند در حد و اندازه های سال های گذشته ظاهر شود. با این وجود چندین سال است که پاچینو فیلمی ارائه نکرده که بتواند خاطره ی روزهای اوجش را زنده کند. در ادامه ی این مقاله نگاهی خواهیم داشت به کارنامه ی سینمایی آل پاچینو از سال 2000 به بعد و سپس تلاش می کنیم تا علل افت پاچینو در سال های اخیر را بررسی کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 14:49  توسط سید آریا قریشی  | 

اجازه بدهيد از اصل مطلب شروع كنم. امسال در میان اين چند سالي كه اسكار را دنبال مي كنم، فجيع ترين و افتضاح ترين اسكاري بود كه مي توانستم تصور كنم. اگر دو سال قبل، علي رغم اين كه "جدامانده" ي اسكورسيزي چنگي به دل نزد، لااقل از تصاحب اسكار توسط  استاد خوشنود بوديم، و سال قبل هم كه فيلم عزيز جايي براي پيرمردها نيست اسكارها را درو كرد، امسال همه چيز خلاف آن چه كه انتظار داشتم پيش رفت! سعي مي كنم تك تك درباره ي آن ها توضيح دهم. ولي با ذكر اين نكته ي به ظاهر بديهي كه اين ها نظرات شخصي من هستند و قرار نيست عالم و آدم با اين حرف ها موافق باشند كه اگر اين طوري بود، الآن اسكار هشتاد و يكم بايد شكل ديگري به خود مي گرفت!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 9:23  توسط سید آریا قریشی  | 

همواره يكي از مهم ترين مباحثي كه در مورد يك فيلم، از آن سخن به ميان مي آيد، ژانر يا گونه ي سينمايي آن فيلم است. ژانر يكي از بهترين روش هاي طبقه بندي فيلم ها محسوب مي شود. اگرچه امروزه فيلم ها به قدري پيچيده شده اند كه ديگر منتسب كردن آنها به يك ژانر كار ساده اي نيست، ولي هنوز هم مي توان در اكثر فيلم ها ژانر غالبي پيدا كرده و آن فيلم را منتسب به آن گونه دانست. در اين مقاله تلاش مي كنيم تا نگاهي – هر چند مختصر – به چند تا از مشهورترين ژانرهاي سينمايي داشته باشيم. البته بحث ژانرها به مراتب گسترده تر از اين است كه در يك مقاله بتوان آن را مورد بررسي قرار داد. ضمن اينكه محدوديت فضا و زمان باعث شده تا از بعضي از ژانرهاي مهم سينمايي – از جمله ژانر كمدي، ژانر وحشت و ژانر جنايي – در حالي كه مطالبي را آماده نيز كرده بوديم، چشم پوشي و در مورد ژانرهاي ديگر نيز به توضيحات مختصري اكتفا كنيم. با اين وجود تلاش كرديم تا با توجه به محدوديت هايي كه در اين راه وجود داشت، مقاله ي قابل قبولي ارائه كنيم.

شيوه ي معرفي ژانر به اين صورت است كه در مورد هر ژانر ابتدا به معرفي مختصر تاريخچه ي آن گونه و شرايطش در سينماي امروز مي پردازيم. سپس پنج فيلم برگزيده ي آن ژانر را مورد بررسي قرار مي دهيم و در پايان پنج فيلم ديگر در حيطه ي آن موضوع را معرفي مي كنيم كه آنها هم ارزش حضور در اين جمع را داشته اند ولي به علت همان محدوديت هاي دست و پاگير، به ذكر نام آنها اكتفا مي كنيم. اميدوارم اين مقاله توجه شما را به خود جلب كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 17:52  توسط سید آریا قریشی  |