|
كسي آن بالا مرا دوست دارد
|

(پیش از هر چیز از شما دوستان دعوت می کنم در نظرسنجی مربوط به بهترین های سال ۲۰۰۸ جهان که در پایین همین صفحه قرار دارد شرکت نمایید)
سینما در مقایسه با سایر هنرها از حیات اندکی برخوردار است. اگر عمر دیگر هنرها به عهد باستان می رسد، تنها اندکی از صد سالگی سینما می گذرد. با این حال این هنر جوان توانسته از دیگر هنرها پیشی بگیرد و از قدرت نفوذ خودش در مخاطب بیشترین بهره را ببرد و در این راه از هنرهای دیگر هم بهره گرفته که یکی از آن ها ادبیات است. از اوایل پیدایش سینما، اقتباس ادبی جایگاه ویژه ای در این هنر داشته است. یکی از دلایل این امر آن است که کتاب ها از قبل توسط انبوه مردم آزموده شده اند. از این رو میزان محبوبیت آن ها معلوم است و در نتیجه تا حدودی موفقیت فیلم از پیش مشخص شده است. بنابراین استفاده از اقتباس ادبی همواره تضمین نسبی برای عوامل سازنده ی فیلم به همراه داشته است. این امر در دهه های اخیر که مسائل اقتصادی در سینما روز به روز جای بیشتری برای خود باز کرده اند و به یکی از مهم ترین قسمت های صنعت سینما تبدیل شده اند، افزایش چشمگیری داشته است. به طوری که می بینیم بسیاری از فیلم های موفق و پرفروش این سال ها از روی تعدادی از پرفروش ترین کتاب های سال ها و دهه های اخیر اقتباس شده اند. (مثل سری های بتمن، هری پاتر، ارباب حلقه ها و...).

(پیش از هر چیز از شما دوستان دعوت می کنم در نظرسنجی مربوط به بهترین های سال ۲۰۰۸ جهان که در پایین همین صفحه قرار دارد شرکت نمایید)
سيد افشين هاشمي در سال 1354 در تهران متولد شده است. در مقطع كارشناسي در رشته ي مهندسي شيمي (ایمنی و بازرسیِ فنی) در دانشكده ي نفت آبادان تحصيل كرده و براي فوق ليسانس رشته ي كارگرداني تئاتر را انتخاب كرده است. اولين فعاليت تئاتري او، حضور در بخش تداركات نمايش سايه ها (مسعود جلالي) در تالار دانشكده ي نفت بوده است. هاشمي در سال هاي اخير در سينما هم حضور چشمگيري داشته است. خيلي دور، خيلي نزديك (رضا ميركريمي)، به نام پدر (ابراهيم حاتمي كيا) و پابرهنه در بهشت (بهرام توكلي) از جمله فعاليت هاي او در زمينه ي بازيگري سينما هستند. او به خاطر بازي در فيلم پابرهنه در بهشت، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد نقش مكمل را از بيست و پنجمين جشنواره ي فيلم فجر كسب كرده است. ضمن اين كه چندين جايزه ي ديگر نيز در زمينه ي تئاتر و سينما دريافت كرده است. با توجه به اين كه هاشمي در دانشكده ي ما دوره ي كارشناسي را گذرانده و فعاليت جدي خود در زمينه ي تئاتر را نيز در همان دوره آغاز كرده است، گفت و گویي را با او درباره ي شرايط تئاتري دوره ي دانشجويي اش و اوضاع فعلي سينماي ايران ترتيب داديم:
(قبل از هر چیز از شما دوستان خواهش می کنم در نظرسنجی این وبلاگ در مورد بهترین فیلم سال ۲۰۰۸ که در پایین همین صفحه قرار دارد، شرکت نمایید).
ژانر گنگستري در كنار گونه ي موزيكال، از جمله مهم ترين ژانرهاي دهه ي 30 آمريكا به شمار مي رود. اهميت اين گونه ي سينمايي (كه باعث محبوبيت آن هم شد)اين بود كه به طور كامل از دل واقعيت سرچشمه مي گرفت. ولي از ميانه هاي دهه ي 30 كه دوره ي گنگسترها به پايان رسيد، سر و شكل فيلم هاي گنگستري هم عوض شد. اگر فيلم هاي ابتداي دهه ي 30، داستان كلاسيك اوج و فرود يك گنگستر را نشان مي دادند و در اين مسير به مشكلات قانون منع و پوچي زندگي گنگسترها و البته پليش مي پرداختند، فيلم هاي نيمه ي دوم دهه ي سي ياختار پيچيده تري را در پيش گرفتند. از جمله خصوصيات اين فيلم ها، نزديكي هر چه بيشتر كاراكتر هايي است كه به ظاهر در دو سوي ماجرا قرار دارند. در فرشتگان آلوده صورت (مايكل كورتيز،1938) اين مسئله را بين كاراكتر گنگستر و كشيش و در فيلم دهه ي غران بيست آن را به طور عام در مورد تقريباًتمام شخصيت هاي فيلم شاهديم.

توضیحات: در این سال من 16 فیلم را در سینما دیدم که عبارتند از: دایره زنگی، تلافی، قرنطینه، دعوت، همیشه پای یک زن در میان است، نسکافه داغ داغ، فرزند خاک، حس پنهان، دیوار، انعکاس، احضارشدگان، کنعان، آواز گنجشک ها، ریسمان باز، مینای شهر خاموش و دلداده. در ضمن فیلم نیوه مانگ اکران نشد، ولی دی وی دی آن در سال 87 به بازار آمد که آن را نیز در جمع فیلم های سال 87 محسوب می کنم. فیلم های زیادی بودند که در صورت دیدن آن ها ممکن بود بسیاری از قسمت های این لیست دچار تغییر شود. از جمله به همین سادگی (که می توانست در قسمت بهترین ها تغییراتی ایجاد کند) و سربلند (که می توانست بخش بدترین ها را دچار تغییرات اساسی کند!).
سیستم امتیازدهی به فیلم ها روش مناسبی است برای این که نظر نسبی خودمان را در مورد هر فیلم به دیگران نشان دهیم. حالا من هم تصمیم به چنین کاری گرفته ام. منتظر نظرات شما و البته امتیازاتتان هستم...

پارسال که بهترین ها و بدترین های سال سینمای ایران را انتخاب کردم، سه پستی که به آن ها اختصاص داده بودم به سه تا از پر سر و صداترین پست های عمر 15 ماهه ی وبلاگم تبدیل شدند. حالا این کار را برای فیلم های سال 87 تکرار می کنم. منتظر نظرات شما هم هستم.
توضیحات: در این سال من 16 فیلم را در سینما دیدم که عبارتند از: دایره زنگی، تلافی، قرنطینه، دعوت، همیشه پای یک زن در میان است، نسکافه داغ داغ، فرزند خاک، حس پنهان، دیوار، انعکاس، احضارشدگان، کنعان، آواز گنجشک ها، ریسمان باز، مینای شهر خاموش و دلداده. در ضمن فیلم نیوه مانگ اکران نشد، ولی دی وی دی آن در سال 87 به بازار آمد که آن را نیز در جمع فیلم های سال 87 محسوب می کنم. فیلم های زیادی بودند که در صورت دیدن آن ها ممکن بود بسیاری از قسمت های این لیست دچار تغییر شود. از جمله به همین سادگی (که می توانست در قسمت بهترین ها تغییراتی ایجاد کند) و سربلند (که می توانست بخش بدترین ها را دچار تغییرات اساسی کند!).
تقدیم به
آن که دیگر در میان ما نیست...
به مناسبت شصت و پنجمین سالگرد تولد خسرو شکیبایی (۷ فروردین ۱۳۲۳ - ۲۸ تیر ۱۳۸۷) با یک روز تاخیر

پارسال که بهترین ها و بدترین های سال سینمای ایران را انتخاب کردم، سه پستی که به آن ها اختصاص داده بودم به سه تا از پر سر و صداترین پست های عمر 15 ماهه ی وبلاگم تبدیل شدند. حالا این کار را برای فیلم های سال 87 تکرار می کنم. منتظر نظرات شما هم هستم.
توضیحات: در این سال من 16 فیلم را در سینما دیدم که عبارتند از: دایره زنگی، تلافی، قرنطینه، دعوت، همیشه پای یک زن در میان است، نسکافه داغ داغ، فرزند خاک، حس پنهان، دیوار، انعکاس، احضارشدگان، کنعان، آواز گنجشک ها، ریسمان باز، مینای شهر خاموش و دلداده. در ضمن فیلم نیوه مانگ اکران نشد، ولی دی وی دی آن در سال 87 به بازار آمد که آن را نیز در جمع فیلم های سال 87 محسوب می کنم. فیلم های زیادی بودند که در صورت دیدن آن ها ممکن بود بسیاری از قسمت های این لیست دچار تغییر شود. از جمله به همین سادگی (که می توانست در قسمت بهترین ها تغییراتی ایجاد کند) و سربلند (که می توانست بخش بدترین ها را دچار تغییرات اساسی کند!).
بوی عیدی، بوی توپ...