|
كسي آن بالا مرا دوست دارد
|

0) اين روزها اخراجي ها 2 دارد مثل نقل و نبات مي فروشد. فروشي كه اگر چه تا حدي قابل پيش بيني بود. اما نه تا اين حد! اخراجي ها 2 تا همين الآن آن قدر فروخته كه ميزان فروشش در كشور از دو برابر ميزان پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماي ايران تا قبل از امسال (كه از قضا قسمت اول همين اخراجي ها بود) هم بيشتر شده است. فروش اين فيلم در كل كشور دارد به شش ميليارد تومان نزديك شده است. به نظر مي رسد چنين اتفاقي بايد باعث شادي و مسرت باشد. چرا كه در اين اوضاع بحراني سينما (از نظر اقتصادي)، فروش هر فيلمي مي تواند جاي اميدواري باشد براي ادامه ي حيات سينما. اما به اين قضيه مي توان از جنبه هاي ديگري هم نگاه كرد. جنبه هايي كه ما را در اين زمينه كه آيا واقعاً فروش چنين فيلمي باعث خوشحالي است، دچار ترديد مي كنند. به طوري كه اگر از من بپرسند آيا فروش چنين فيلمي براي سينماي ايران مفيد است يا نه، قاطعانه جواب مي دهم: نه.
1) اخراجي ها 2 از نظر ساختاري فيلم بسيار ضعيفي است. حتي ضعيف تر از قسمت اول خودش. فيلم آن قدر ساده انگارانه ساخته شده است كه در سكانسي از فيلم، دو گروگانگير هواپيما به صورت نيمرخ در مقابل دوربين قرار گرفته و آن چنان تصميمشان براي فرار از ايران را تعريف مي كنند كه انگار خودشان هم براي اولين بار است كه چنين داستاني را مي شنوند. يعني ده نمكي به ساده ترين و احمقانه ترين شكل ممكن داستان را براي تماشاگر روشن مي كند و در اين راه حتي ذره اي سعي نمي كند از خود خلاقيت به خرج دهد. مسخره بازي هاي فيلم بيش از اين حرف هاست. از آن سكانس كاملاً بي ربط و احمقانه ي مسابقه ي فوتبال گرفته (كه به راستي مي تواند لقب بي ربط ترين سكانس تاريخ سينماي ايران را از آن خود كند) گرفته تا آن سكانس هايي كه قرار است همدلي ايرانيان داخل بازداشتگاه را نشان دهد و دائماً همراه با مسخره بازي و حركات جلف و مبتذل است و... اصلاً ارتباط بين دو داستان اصلي فيلم (داستان اخراجي ها در اردوگاه و داستان هواپيماربايي) به احمقانه ترين شكل ممكن برقرار مي شود. اين كه دقيقاً همان هواپيمايي كه تمام خانواده ي اخراجي ها در آن قرار دارند توسط زن و شوهري ربوده شود و دقيقاً به همان بازداشتگاهي برود كه اخراجي ها در آن هستند، عجيب ترين شكل ارتباط داستان است! آن هم هواپيمايي كه دارد به سمت شرق ايران پرواز مي كند و اين در حالي است كه هواپيماربايان مي خواهند از مرز غربي ايران خارج شوند! آن ها خيلي راحت مي توانستند يكي از هواپيماهايي را كه به سمت جنوب يا غرب ايران پرواز مي كرد، بربايند. نه هواپيمايي كه راهي مشهد است! به هر حال مي بينيد كه در بسياري از سكانس هاي فيلم، دقت لازم كه هيچ، مي توان گفت هيچ گونه دقتي به عمل نيامده و داستان به سردستي ترين شكل ممكن پيش مي رود.
2) اما عجيب ترين نكته اي كه در اخراجي ها 2 وجود دارد (و البته در قسمت اول فيلم هم به چشم مي خورد) نحوه ي شخصيت پردازي در اين فيلم است. نيروهاي عراقي (چه در ميدان جنگ و چه در بازداشتگاه) به صورت يك عده انسان احمق و دست و پا چلفتي نمايش داده مي شوند كه فقط بلدند از زور بازوي خود استفاده كنند و حتي علي رغم آشنايي با زبان فارسي نمي دانند كه "بزغاله" و "باقالي" نمي توانند به عنوان نام خانوادگي استفاده شوند! ده نمكي همان تصويري را از عراقي ها ارائه مي كند كه فيلمسازان ابتداي دهه ي 60 نشان مي دادند. اما اگر در آن دوره استفاده از چنين تصوير احمقانه اي از نيروهاي عراقي، براي افزايش روحيه ي مردم درگير جنگ لازم بود، امروزه مشخص نيست ده نمكي چرا از اين رويه استفاده مي كند. در حالي كه عمر چنين شخصيت پردازي هايي، سال هاست كه تمام شده است. اما از آن تأسف بارتر، نحوه ي نمايش رزمندگان ايراني است. رزمندگاني كه هشت سال با تمام وجود در راه اعتقاداتشان جنگيدند و جان خود را در راه ميهن فدا كردند، در اين فيلم به شكل يك سري بي سواد و حتي در موارد بسياري بي شعور به تصوير كشيده مي شوند كه فكر مي كنند نام خانوادگي صدام، "يزيد كافر" است! احمقانه تر از چنين صحنه و احمق تر از چنين افرادي، در هيچ فيلمي ديده ايد؟! فيلم به شكلي باورنكردني تمام دستاوردهاي هشت سال دفاع مقدس را به سخره مي گيرد و جالب اين جاست كه از طرف ارگان هاي رسمي دولت نهم، نه تنها مورد پذيرش قرار مي گيرد، بلكه تحسين هم مي شود. به طوري كه وزير ارشاد ان را فيلم ارزشي مملكت ما مي نامد. سينماي جنگ كه زماني الگويي چون آژانس شيشه اي داشت، حالا بايد به اخراجي ها راضي شود.

3) ده نمكي سرمست از موفقيت تجاري فيلمش، طي مصاحبه اي اخراجي ها را "قيصر" زمانه ي خود خوانده است. جمله اي كه مي توان آن را يكي از توهين آميزترين جملات چند سال اخير دانست. مقايسه اي اجمالي بين اين دو فيلم، ما را به اين نتيجه مي رساند:
اگر جنبه ي سياسي فيلم قيصر را در نظر نگيريم (كه مردم را به مبارزه با حكومتي دعوت مي كرد كه با اعمال فراتر از قانون، وارد خصوصي ترين اجزاء و زواياي زندگي مردم مي شود) و قيصر را از جنبه ي اجتماعي آن مورد بررسي قرار دهيم، پيام فيلم را مي توان اين گونه تعبير كرد كه مردم در جايي كه نيروهاي حافظ قانون در آن ضعيف تر از آنند كه بتوانند به حفظ زندگي مردم كمك كنند، بايد از انفعال خارج شده و خودشان حقشان را از كساني كه به آنان ظلم مي كنند، بگيرند. حالا اين پيام را با فيلم اخراجي ها مقايسه كنيد. كساني كه به محض اسير شدن، حاضرند به نفع صدام شعار دهند، چه قرابتي با قيصر دارند؟ كساني كه تمام وقت خود را به لودگي مي گذرانند و با ادا و اطوارهاي مسخره، يكي از دوران پرافتخار اين مملكت را به سخره مي گيرند، چگونه با قيصري قابل مقايسه اند كه مصمم بودنش در اجراي تصميمي كه گرفته است (حتي به قيمت نابودي خودش) باعث شد تا به الگو تبديل شود؟ قيصر چگونه با اخراجي هايي قابل مقايسه است كه با كوچك ترين فشلري حاضرند عليه رفقاي خود عمل كنند؟ (آن سكانسي كه همه ي ايرانيان اسير شده (حتي اخراجي ها) براي اين كه حاجي را به عراقي ها لو ندهند، حاضرند تا گردن خاك شوند را در نظر نگيريد. چون در مقايسه با بقيه ي صحنه ها آن چنان در تضاد قرار دارد و احمقانه و بي ربط است كه اصولاً نبايد آن را در نظر گرفت). قيصر الگوي مقاومت است و اخراجي ها الگوي حماقتند! آيا كار جامعه ي ايران در اين فاصله ي 40 ساله بين قيصر و اخراجي ها 2 به جايي رسيده كه الگويش از قيصر بايد به اخراجي ها تبديل شود؟ اگر جواب نه است، آقاي ده نمكي چگونه مي خواهد بابت اين توهينش از مردم عذرخواهي كند و اگر جواب آري است، چه كسي باعث اين تغييرات نااميد كننده و انفعال به وجود آمده است؟
4) هنگامي كه ده نمكي از قلم دل كند و به سوي دوربين آمد، به نظر مي رسيد تحولاتي در شخصيت او در حال رخ دادن است. با ساخته شدن دو قسمت اول اخراجي ها (كه به يمن فروش بسيار بالايش ظاهراً بايد شاهد قسمت هاي سوم و چهارم آن هم باشيم)، بسياري از آنان كه آشنايي نصفه و نيمه اي با گذشته ي ده نمكي داشتند، انگشت به دهان ماندند كه اين ديگر چه نوع ده نمكي است و آن چه نوع ده نمكي بود؟! ولي اندكي كه در قضيه دقيق شويم، مي فهميم كه هيچ چيز عوض نشده است. فراموش نكنيد اين همان ده نمكي است كه در نشريه هاي شلمچه و جبهه، وقيحانه ترين و بي شرمانه ترين توهين ها را نثار مخالفانش مي كرد. همان ده نمكي كه در قالب گروه فشار، دانشجويان را به خاك و خون كشيد و بعدها هم اعلام كرد افتخار مي كند كه مشتي "بچه دانشجو"ي "ضد نظام" را ادب كرده است. حالا همين ده نمكي فيلم ساز شده است و در انتهاي فيلمش هم سرود اي ايران مي گذارد تا عده اي را به اشتباه بيفكند كه شايد ده نمكي هم... ولي واقعيت اين است كه هيچ چيز عوض نشده است. ده نمكي هنوز ميهن پرستي را با يك مسأله ي ديگر اشتباه مي گيرد و هنوز هر كه را مخالفش باشد، از جرگه ي آدميان خارج مي داند! اصل قضيه همان است. فقط چماق به دست سابق، امروز افكار متحجرانه اش را از پشت دوربين و از طريق اين شوخي هاي سخيف، به تماشاگر القاء مي كند.
5) امسال پنج فيلم در نوبت اكران نوروزي قرار گرفتند: اخراجي ها 2، درباره ي الي، بيست، سوپراستار و وقتي همه خوابيم. در اين ميان دو گروه برتر سينمايي تهران به دو فيلم اخراجي ها 2 و درباره ي الي اختصاص يافت كه با توجه به شرايط و نوع فيلم ها امري قابل انتظار بود. اما در حالي كه تنها يك روز به آغاز اكران نوروزي باقي مانده بود، درباره ي الي به شكل ناگهاني ازفهرست فيلم هاي اكران عيد خارج شد! در حالي كه به نظر مي رسيد حضور گلشيفته فراهاني در اين فيلم باعث اين اتفاق شده است، عده اي از مسئولين اعلام كردند كه اين فيلم مشكلي براي اكران ندارد و خرداد ماه به روي پرده خواهد رفت. حتي اصغر فرهادي (كارگردان درباره ي الي) هم اين مسأله را تأييد كرد. اما حذف درباره ي الي از اكران عيد در حالي صورت گرفت كه تقريباً تمام سينماهاي اصلي گروه اكران به نمايش اخراجي ها 2 اختصاص يافت. حال خود شما قضاوت كنيد. آيا تمام اين مسائل اتفاقي است؟ آن هم در مورد فيلمي كه قبل از ساخته شدنش، فيلم ارزشي و فرهنگي ما نام گرفته است! تمام اين ها در حالي است كه زمان تحويل سال هم يكي از شبكه هاي سيما با دعوت از ده نمكي عملاً به طور رايگان و به بهترين شكل ممكن به تبليغ فيلم پرداخت! تمام شبكه هاي تلويزيوني هم در طول ايام عيد تيزرهاي اين فيلم را پخش مي كردند و اين گونه اخراجي ها با كمك صدا و سيما، با اختلاف بسياري نسبت به ديگ فيلم ها، بيشترين فرصت تبليغي را دارا بود. با وجود تمام اين اتفاقات، ده نمكي از نحوه ي تبليغات فيلم ناراضي بود. خوش به حال ده نمكي كه هر كاري بخواهد با همه مي كند، هر چه از دهنش در بيايد به همه مي گويد و هيچ كس جرأت نمي كند به او حرفي بزند! در بيست و هفتمين جشنواره ي فيلم فجر هم ديديم كه يك سيمرغ ويژه بدون دليل مشخصي به او اهدا شد. سيمرغي كه مشخص نيست به خاطر كارگرداني خوبش به او تعلق گرفته يا فيلم نامه ي قدرش يا پيام والاي فيلمش؟!! با وجود اين همه كمك هاي عجيب و غريب و غيرعادي كه از فيلم آقاي ده نمكي شده است، كاملاً واضح و مشخص است كه مسئولان از اين فعال جنبش چماق به دستان سابق هيچ هراسي به دل ندارند!!
6) اخراجي ها 2 دارد مي فروشد و مردم را نيز مي خنداند. اما خنديدن به چه قيمتي؟ به قيمت زير سؤال رفتن اعتبارمان. ارزش هايي كه بسياري از جوانان ما در راه آن ها از بين رفتند، امروزه توسط همان افرادي در حال از بين رفتنند كه روزي به بهانه ي حفظ همين ارزش ها، دانشجويان اين مرز و بوم را به خاك و خون كشيدند و عده اي از نخبگان اين مملكت را به فتل رساندند. حالا فيلم همين آقايان، فيلم ارزشي مملكت ناميده مي شود.
آقاي ده نمكي! تاريخ در مورد اعمال شما قضاوت خواهد كرد.
این مقاله پیش از این در ماهنامه ی واژه، نشریه ی داخلی انجمن اسلامی دانشکده ی نفت آبادان، به چاپ رسیده ست.