|
كسي آن بالا مرا دوست دارد
|
قرار بود این وبلاگ تا زمان انتخابات ریاست جمهوری به روز نشود. ولی با دیدن مناظره ی امشب حاج مهدی کروبی و دکتر محسن رضایی طرحی جدید در ذهنم ایجاد شد. این که بعد از هر مناظره، نظرم را در مورد برنامه ی آن شب و سخنان کاندیداها بنویسم. هر چند طبیعتاً چون این نظرات شخصی من است، خالی از خطا نیست و چه بسا متفاوت با اندیشه های شما. به هر حال...
در مورد مناظره ی شب اول باید بگویم به نظرم مناظره ی جذابی بود و فرصت مناسبی برای آشنا شدن با نظرات کلی و اصلی کاندیداها فراهم کرد. اگر چه مطابق انتظار، بیشتر بحث در مورد مسائل اقتصادی (که مهم ترین مشکل حال حاضر مردم است) بود، اما همان معدود اشاره هایی هم که به دانشجوهای ستاره دار و نقش جوانان در آینده ی مملکت و هم چنین دخالت بیش از حد شورای نگهبان در مسائل کشور شد، جالب بود. به خصوص اشاره ی کروبی به ستاره دار شدن دانشجوها و این نکته که "در دوران قبل از انقلاب مادستگیر شدیم و بعد از رهایی بدون مشکل به تحصیلمان ادامه دادیم" از آن حرف هایی است که فقط در زمان انتخابات می توان از تلویزیون شنید! البته کروبی و رضایی در اکثر موارد دارای اشتراک نسبی بودند و بنابراین آن طور که انتظار می رفت، برنامه دارای شور و حال نبود. به خصوص این که هر دو نفر (به خصوص رضایی) در مورد طرف مقابل موضعی آرام و محافظه کارانه اتخاذ کرده بودند. احتمال این که فرداشب یک مناظره ی جنجالی و آتشین را بین موسوی و احمدی نژاد شاهد باشیم، بیشتر است. اما در میان سخنان آن دو، متوجه سه تفاوت در ایدئولوژی هایشان شدم: ۱)کروبی بیشتر از عمل می گفت و رضایی از تغییر قانون. کروبی از این صحبت می کرد که قانون در کشورمان به درستی اجرا نمی شود و نیاز به کسی است که بتواند با مشکلات دست و پنجه نرم کند. به همین دلیل از همان ابتدای کار از سوابق محکم اجرایی اش (به خصوص در اوائل انقلاب) صحبت کرد تا اثبات کند که مرد روزهای سخت است. از آن طرف رضایی بیشتر در این مورد صحبت کرد که قانون دست مسئولین و دولت را بیش از اندازه باز گذاشته و این مسأله باعث برخی سوءاستفاده ها شده و بنابراین قانون باید تغییراتی کند. هر چند کروبی هم در مواردی از این مسأله سخن گفت (از جمله بحث شورای نگهبان).
۲)کروبی بیشتر در لزوم حمایت از نسل جوان (به خصوص دانشجوها) سخن گفت و بههمین دلیل بحث ستاره دار شدن دانشجوها را پیش کشید. از آن طرف رضایی تکیه اش را به طبقه ی متوسط (به خصوص قشر کارگر) داده بود و از لزوم توجه به قومیت ها و طبقه ی متوسط و... حرف زد.
۳)در حالی که کروبی بیشتر متمایل به استفاده از نیروهای باتجربه و مسئولین سابق کشوری برای کمک به حل مشکلات بود، رضایی بیشتر از لزوم ورود نیروهای تازه نفس به عرصه ی سیاسی و پرورش نسلی جدید از میان افراد نسل سوم برای اداره ی کشور در آینده و خروج ایران از این بن بست سیاسی سخن گفت.
در پایان باید بگویم نتیجه گیری من از این مناظره این بود که در کل محسن رضایی شخصیت دوراندیش تری است و طرح های بزرگ تری برای اداره ی مملکت دارد. اما با شرایط موجود، ایده های کروبی را در دسترس تر و قابل پذیرش تر دیدم. ورود نیروهای تازه نفس به عرصه ی سیاسی و پیشرفت گام به گام آن ها تا حدی که طی ۴ سال آینده حتی چند نفر لایق ریاست جمهوری داشته باشند، بسیار خوب و قابل قبول است. اما هزینه های زیادی هم دارد. ایجاد صندوق توسعه ی ملی هم ایده ی مناسبی برای ذخیره ی ثروت هنگفت ناشی از درآمد نفت است. ولی موانع قانونی زیادی در پیش روی آن وجود دارد که اجرای آن را به تعویق می اندازد. شاید بگویی به هر حال آغاز هر حرکت بزرگی، هزینه های گزافی را در پی دارد. این حرف کاملاً درست است. اما باید توجه داشت فشارهای وارده بر ملت ایران در سال های اخیر به گونه ای است که تحمل هزینه های سنگین دیگر (حتی در ازای سود و منفعت فراوان در چند سال آینده) برای مردم ناممکن است. برای همین در حال حاضر به نظرم تلاش برای کاهش هزینه ها، در مقابل تلاش برای پشتوانه سازی برای آینده دارای اولویت است. هرگاه این مشکلات از حد بحرانی کم تر شد، می توان به برنامه های دراز مدت هم اندیشید. اما نه در شرایط امروز که مردم به نان شبشان هم محتاجند و در شرایط نامناسب اقتصادی و فرهنگی زندگی می کنند و در این شرایط، من کروبی را تواناتر در اجرای برنامه های کوتاه مدت می بینم تا محسن رضایی.
به هر ترتیب مناظره ی امشب، احترام من را نسبت به هر دو کاندیدا افزایش داد. چرا که هر دو نشان دادند که در حرف زدن و شعار دادن، توانایی های بالایی دارند! هر چند تجربه ثابت کرده بسیاری از این شعارها پس از انتخاب آقایان به باد فراموشی سپرده می شود، اما باز هم مثل همیشه امیدواریم این بار این گونه نباشد. هر چند هم آقای کروبی و هم آقای رضایی در طول این سال ها نشان داده اند که مرد عملند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نگاهی به برنامه ی مناظره ی مهندس میر حسین موسوی و دکتر محمود احمدی نژاد:
در چنین برنامه ای کسی که اول تریبون را در اختیار می گیرد یک برتری نسبت به طرف مقابل دارد و آن برتری این است که می تواند در همان ابتدای بحث، مسیر حرکت مباحثه را به سود خود تعیین کند. در چنین شرایطی نفر مقابل تنها در صورتی می تواند پیروز مناظره باشد که کنترل بحث را از دست ندهد و از کشیده شدن آن به سمت خواست طرف مقابل جلوگیری کند. در این صورت با توجه به این نکته که این فرد در انتها تریبون را در دست می گیرد، می تواند بحث را به طور کامل به سود خویش خاتمه دهد.
در ابتدای این مباحثه، آقای احمدی نژاد با بیان مطالبی تند در مورد هجمه علی دولت سعی کرد ضمن تلاش برای کم اثر کردن صحبت های بعدی مهندس موسوی، بحث را در اختیار بگیرد. اما موسوی هوشمندانه در ابتدای سخنانش، تمام مباحث مطرح شده را با چندین مثال ارائه داد تا اجلزه ی خودنمایی به احمدی نژاد ندهد و این گونه بحث رادر اختیار گرفت و نتیجه این بود که اگر بی طرفانه هم به مناظره نگریسته باشیم، متوجه می شویم برنده ی این بحث کسی نبود جز میر حسین موسوی. احمدی نژاد که کمترین مدارک ممکن را علیه موسوی در اختیار داشت، بیشتر بحث را به حمایت خاتمی و هاشمی از موسوی کشاند و از آن ها انتقاد کرد! ولی نتوانست نکته ی خاصی را در مورد میر حسین به زبان بیاورد. او در ضمن از اشاره به حمایت هاشمی و خاتمی از موسوی، هدف دیگری هم داشت. احمدی نژاد در طول این ۴ سال نشان داده شخصی است که در مواردی که می داند توان مبارزه ی مستقیم با طرف مقابل را ندارد، از روش مظلوم نمایی استفاده می کند و امشب هم همین قصد را داشت. اما میر حسین با ذکر چند مورد از تخلفات دولت در این سال ها نشان داد که اتفاقاً احمدی نژاد چندان هم در طرف مظلوم ماجرا قرار نداشته است!
اما عجیب ترین حرکت احمدی نژاد که واقعاً قابل باور نبود، توهین مستقیم به اشخاص حقیقی بود که در مکان هم حضور نداشتند. در حالی که موسوی حتی نام شخصی چون صادق محصولی را مستقیماً نیاورد تا مبادا توهینی به او شود، احمدی نژاد مستقیماً به همسر موسوی و همچنین خانواده ی آیت الله هاشمی رفسنجانی توهین کرد. حرف هایی که احمدی نژاد در مورد هاشمی رفسنجانی به زبان اورد، سال های سال به عنوان شایعه در دهان ها چرخیده است. کاری به این ندارم که این حرف ها درست است یا نه. ولی ذکر چنین مسائلی در این مجلس به سه دلیل دور از شأن فردی است که ادعای ریاست جمهوری اسلامی را دارد. ۱)هاشمی رفسنجانی و رهنورد در استودیو حاضر نبودند تا بتوانند از خود دفاع کنند. ۲)مسائل مطرح شده ربطی به جلسه نداشت و همان طور که اشاره کردم، به علت ضعف احمدی نژاد در مقابل موسوی بود. ۳)احمدی نژاد در مورد این همه تهمت هیچ مدرکی ارائه نکرد.
کارهای عجیب و غریب آقای احمدی نژاد کم نبود. آوردن جزوه ای که به قول خودش حاوی ۳۲۰۰۰۰ تیتر علیه دولت بود یکی ازآن هاست. همان طور که آقای موسوی گفت، ظاهراً کار دولت در این ۴ سال تنها پرونده سازی و مظلوم نمایی بوده و بس. سؤال من این است که آیا این آمار حقیقت دارد یا نه؟ اگر حقیقت ندارد، چگونه آقای احمدی نژاد به خود اجازه می دهد به مردم دروغ بگوید و اگر حقیقت دارد، به راستی چند نفر و طی چه مدتی توانسته اند این همه تیتر علیه دولت از روزنامه ها استخراج کنند؟ وقتی تمام تیترهای علی آقای احمدی نژاد توهین آمیز تلقی می شوند، نتیجه اش هم این می شود که آقای شریعتمداری بهترین منتقد دولت نام می گیرد!!! این طور نیست؟ به قول یکی از دوستان، اگر تعداد تیترهای توهین آمیز اعلام شده از سوی آقای احمدی نژاد را به تعداد روزهای فعالیت ایشان به عنوان رئیس جمهور تقسیم کنیم، به این نتیجه می رسیم که روزانه حدود ۲۲۰ تیتر علیه ایشان منتشر شده است!! آیا این آمار به راستی قابل پذیرش است؟
تمام این مسائل از ضعف شخصیتی احمدی نژاد سرچشمه می گیرد که کار را به توهین کشاند و همان کاری را انجام داد که طرفدارانش مدعی بودند اصلاح طلبان انجام می دهند و امشب دست این آقایان خوب برای ملت باز شد. در طرف مقابل، موسوی کاملاً حرفه ای بود. زمان را به خوبی مدیریت کرد. با توجه به این نکته که مرجله ی نهایی بحث در اختیار موسوی بود، او از همان ابتدا شروع به سؤال پرسیدن کرد تا احمدی نژاد فرصت چندانی برای پرسش نداشته باشد و آن گاه در سری آخر اصلی ترین حرف ها را مطرح کرد. در حالی که احمدی نژاد فرصتی برای پاسخ نداشت. در ضمن موسوی هرگز پا را از گلیم خود درازتر نکرد و بدون توهین و تهمت کار را پیش برد.
اگر نظر من را بخواهید، برنده ی امشب میر حسین موسوی بود و بس.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نگاهی به برنامه ی مناظره ی دکتر محسن رضایی و مهندس میر حسین موسوی:
امشب مجدداً شاهد یک مناظره بودیم! در حالی که دیشب احمدی نژاد با حرف های بی ربط و عجیبش و با رفتار عجیب ترش، نه خود برنامه ای ارائه کرد و نه اجازه داد موسوی مشروح برنامه هایش را اعلام کند، امشب رضایی نشان داد که با دست پر آمده است. بنابراین فضایی ایجاد شد که هر دو کاندیدا توانستند نظرات خود را اعلام کنند.
محسن رضایی همان مواضعی را اعلام کرد که در شب مناظره با کروبی گفته بود. درعین حال سخنان موسوی هم شباهاتی با حرف های کروبی داشت. رضایی باز هم از مشکل قوانین گفت و موسوی هم چون کروبی از لزوم اجرای درست قوانین. در این زمینه من نظر کروبی و موسوی را بیشتر می پذیرم. در مملکت ما، تصویب قانون و گذر از هفت خوان قانونی و غیرقانونی (!) کار سختی است. ولی اجرای درست قوانین کاری است سخت تر. در حال حاضر مشکل اصلی ما این است که همین قوانین تصویب شده هم به درستی اجرا نمی شوند. در چنین شرایطی تغییر قانون چه فایده ای دارد؟
آن چه در مناظره ی امشب مشهود بود، تلاش بسیار زیاد محسن رضایی برای حفظ مباحث در حیطه ی اقتصادی بود که به وضوح او تبحر بیشتری در آن داشت. او از فرصتی که در ابتدای برنامه با قرعه کشی برایش ایجاد شد، نهایت استفاده را کرد و با طرح پرسش های پی در پی اجازه ی ابتکار عمل را از موسوی گرفت و بنابراین بحث تا اواخر برنامه روی محور اقتصاد در حال حرکت بود و بنابراین رضایی به وضوح برتری خود را در این زمینه به رخ همگان کشید. اما موسوی که متوجه این اتفاق بود و در انتها بحث را زیرکانه به زمینه ی فرهنگ و سیاست کشید و آن جا بود که مشخص شد رضایی طرح و برنامه ی خاصی در این زمینه ها ندارد. لااقل امشب که چیزی ندیدیم. تنها بحث رضایی در مورد فرهنگ، اعتراض چند ثانیه ای او به دولتی بودن برخی مسائل فرهنگی و مشکل نشر کتاب و البته انتقاد از خود موسوی به عنوان مشاور فرهنگی خاتمی بود. بدون اینکه برنامه ای در این زمینه ارائه دهد. از آن سو اما موسوی هوشمندانه بخش نهایی سخنانش را به مباحث فرهنگی اختصاص داد تا هم از یک طرف فرصت پاسخ به رضایی ندهد و هم این که بیش از پیش ذهن بینندگان را به سمت تفاوت های دو نفر در بخش فرهنگی سوق دهد. در کل به نظر من این مناظره بهترین مناظره ی برگزار شده در این سه شب بود. در مناظره ی اول، دو طرف بیش از حد محافظه کارانه عمل کردند و تا حدی با هم تعارف داشتند. دیشب هم که سخنان احمدی نژاد باعث شد تا به قول رضایی، بیشتر یک مناقشه را شاهد باشیم تا یک مناظره. ولی امشب (اگرچه پرداختن بیش از حد به مسائل اقتصادی به نظرم از ضعف های مناظره بود) ولی حداقل دو طرف فرصت پیدا کردند ضمن احترام شأن طرف مقابل، از رقیب خود انتقاد کرده و برنامه های خود را نیز اعلام کنند. در کل هر دو رقیب امشب با فکر و برنامه ظاهر شدند. مشکل رضایی به نظرم همان بحث تلاش برای تکیه ی بیش از حد به مباحث اقتصادی بود. از آن طرف هم موسوی در چند نوبت کنایه هایی را نثار دولت کنونی کرد که ای کاش این کار را انجام نمی داد.
دو نکته:
1)به نظرم کار مجری برنامه در این سه شب بسیار خوب و حرفه ای بوده است. ایشان بدون این که در سخن کاندیداها اخلال ایجاد کند یا تلاش کند بحث را به سمتی خاص اداره کند، تنها در تنظیم وقت و تلاش برای برقراری نظم می کوشد. هر چند در مناظره ی احمدی نژاد و موسوی به نظرم رشته ی کار از دستش خارج شده بود!
2)در این سه شب کاندیداها بارها از اصل 44 سخن گفتند. غیردولتی شدن فرهنگ، اقتصاد و...بارها در این مناظره ها شنیده شد. اما یک نکته ظاهراً در این میان جدی گرفته نمی شود؟ آیا ما در یکی از نخستین گام های خود نیازمند رسانه ی غیردولتی نیستیم؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نگاهی به برنامه ی مناظره ی دکتر محمود احمدی نژاد و حاج مهدی کروبی:
امشب جریان مناظره کاملاً برخلاف انتظار من پیش رفت. احمدی نپاد آشکارا از شکست مناظره ی گذشته اش برابر میر حسین موسوی عبرت گرفته بود و امشب با دست پر پا به عرصه ی مناظره گذاشته بود. اما کروبی که گمان می کردم زبان تند و شجاعت زیادش در برابر احمدی نپاد کارساز خواهد شد، واقعاً آماده ی این مناظره نبود. وگرنه اجازه نمی داد احمدی نژاد سر قضیه ی شهرام جزایری این گونه مانور دهد. وگرنه بیشتر روی حمایت احمدی نژاد از هاشمی در سال 75 اشاره می کرد. وگرنه...
تاکتیک کروبی این بود که با اشاره به افشاگری های بی قید و بند احمدی نژاد در مناظره با موسوی، به مردم بفهماند که او هم از این اسامی در دست دارد، ولی به خاطر حفظ حرمتشان نمی خواهد آن ها را اعلام کند. ولی احمدی نژاد چنان هوشمندانه بحث را منحرف کرد و بحث مشکلات کروبی (به خصوص بحث شهرام جزایری) را پیش کشید که کروبی را به طور کامل از دور خارج کرد.
البته احمدی نژاد هم در مناظره ی امشب مشکلات زیادی داشت که بی شک از چشم مردم تیزبین پنهان نمی ماند. از جمله عدم پاسخ گویی به سؤالات اولیه ی آقای کروبی از جمله هاله ی نور و مسأله ی ربوده شدن در عراق توسط آمریکایی ها که در مورد اول آقای احمدی نژاد به ذکر این نکته اکتفا کرد که اطلاعات ارائه شده به آقای کروبی غلط بوده و در مورد دوم هم کروبی را به حمایت از آمریکا متهم نمود. به این نکتهاشاره کرد که این دولت پاک ترین دولت در بین دولت های گذشته بوده، در حالی که پرونده ی علی کردان یکی از نقاط تاریک تاریخ سی ساله ی انقلاب محسوب می شود. به این نکته اشاره کرد که تنها دو سؤال درباره ی هولوکاست مطرح کرد. در حالی که در ابتدای دوره ی ریاست جمهوری اش، رسماً مسأله ی حذف اسرائیل از روی نقشه را مطرح کرد و هولوکاست را نیز نفی نمود. (آن هم نه به طور سؤالی). بحث دول الخیج العربیه را مطرح کرد و گفت منظور، دولت های عربی خلیج هستند. در این جا دو سؤال مطرح است. اول این که اگر منظور دولت های کشورهای عربی حاشیه ی خلیج فارس هستند، پس آقای احمدی نژاد در آن جا چه می کرد؟! سؤال این جاست که اگر چه با این توجیه آقای احمدی نژاد، تهمت قرار گرفتن زیر نام خلیج عربی از پیشانی ایشان پاک می شود، ولی هنوز مشخص نیست چرا در آن جا به جای خلیج فارس از واژه ی خلیج استفاده شده است! کلمه ای که به وضوح نام فارس را حذف کرده است! هم چنین ایشان در مورد گم شدن پول در دولت و هم چنین در شهرداری درزمان تصدی گری ایشان و همین طور در زمان مسئولیت ایشان در اردبیل جواب قانع کننده ای نداد. همچنین اشاره ی ایشان در مورد کاهش تورم به کمتر از 15% جای سؤال دارد. این چه کاهش تورمی است که همین امروز در روزنامه ی همشهری خواندم که قیمت میوه افزایش یافته است. این افزایش عجیب قیمت ها از چای و برنج و مواد شوینده گرفته تا مسکن و لباس و گوشت و... حاصل تورم تنها 15 درصدی است؟ آیا آثار اینکاهش تورم را نباید به نحوی در کشور ببینیم؟ این برنامه های قوی در زمینه ی مسکن چگونه است که در طول این 4 سال قیمت مسکن به این شکل افزایش یافته است؟ آیا ایشان نظر این همه کارشناس را رد کرده و فقط نظر خودش را به عنوان کارشناس ارشد قبول دارد؟!
از آن طرف اما کروبی هیچ گاه نتوانست از این همه ضعف در سخنان احمدی نژاد استفاده کند. پراکندگی سخنان او آن چنان زیاد بود که هیچ گاه نتوانست روی مورد و گزینه ای تمرکز کند. به همین دلیل نتوانست روی مشکلات سخنان احمدی نژاد تأکید کند. اشتباه بزرگ او تکیه ی بیش از حد بر سیاست خارجی بود. در حالی که چون تأثیرات سیاست خارجی در اوضاع داخل به طور مستقیم و محسوس مشخص نیست، احمدی نژاد به راحتی توانست از خود دفاع کند. تازه خیلی ها او را به خاطر ایستادگی در برابر استکبار جهانی تحسین هم می کنند! دیدید که برگ برنده و به قول معروف آس میر حسین که با ذکر آن، به ناگاه جریان مناظره با احمدی نژاد را در دست گرفت، اشاره به مشکلات داخلی، به خصوص کشاورزی بود. از جمله بحث برنج و چای شمال و سیر همدان. ولی کروبی بحث را به سیاست خارجی کشاند و در آن جا بود که شکست او در مقابل زبان چرب و بیان شیوای احمدی نژاد قطعی شد. ولی مهم ترین ضعف کروبی که باعث شد این ناکامی بیش از پیش به چشم بیاید، عدم توانایی او در کنترل روحیه و اعصابش بود. میر حسین با متانت و وقار خود و برگ های برنده ای که در بهترین مواقع رو می کرد، کاری با احمدی نژاد کرد که شاید هیچ منتقدی در این 4 سال این کار را نکرده بود. این که او را جلوی چشم مردم عصبانی کرد و سپس احمدی نژاد به هوچی گری و تهمت زدن روی آورد. در حالی که احمدی نژاد همین کار را با کروبی کرد. کروبی بارها در میان سخنان احمدی نژاد پرید و حتی با ادبیاتی پرخاش گرانه با او برخورد نمود تا این پیروزی احمدی نژاد، روشن تر از پیش شود.
احمدی نژاد امشب پیروز شد. ولی از شیوه های کثیفی برای این کار استفاده کرد. همان ترفندهایی که در مناظره با موسوی کمکی به او نکردند، امشب یاری گر او بودند. او باز هم آمارهایی را اعلام کردند که بعضی به طرز واضحی دروغ بودند. ولی او تنها با ذکر این که این آمارها از بانک مرکزی و منابع معتبر است، دهان کروبی را بست. در حالی که بعضی از آن ها واقعاً در تضاد کامل با آن چه بود که در جامعه می بینیم. متأسفانه ارائه ی آمار دروغ دارد به یک رسم در این مملکت تبدیل می شود. احمدی نژاد امشب از قدرتی که در برابر کروبی داشت نهایت استفاده را نمود که کروبی هم در بخشی از این مناظره به این مسأله اشاره کرد. ولی مسأله این جاست که آقای موسوی پیش از این ثابت کرده بود که می توان در مقابل این همه دروغ هم پیروز شد.
به هر حال مناظره ی امشب، یک بار دیگر به من ثابت کرد که موسوی در مناظره ی 13 خرداد، چقدر زیرکانه در مقابل احمدی نژاد ایستادگی نمود و پیروز مناظره شد. امروز در جواب یکی از دوستان طرفدار کروبی که علت ترجیح دادن موسوی بر کروبی را از من پرسیده بود، چند گزینه را مطرح کردم که یکی از آن ها این بود: کروبی تیم قوی تری نسبت به موسوی دارد، ولی موسوی شخص اندیشمندتری از کروبی است. فکر کنم مناظره ی امشب تأییدی بود بر این پاسخ.
در نهایت باید بگویم کماکان مناظره ی موسوی و رضایی قوی ترین مناظره در بین این ۴ مناظره ی انجام شده تا حال بوده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نگاهی به برنامه ی مناظره ی مهندس میر حسین موسوی و حجت الاسلام والمسلمین کروبی:
عملکرد عجیب و تند و ارائه ی آمار از سوی دکتر احمدی نژاد در دو مناظره ای که در آن ها حاضر بود، مسیر مناظرات را تغییر داده است. آمارهایی که بعضی از آن ها تفاوت فاحسی با زندگی روزمره ی مردم دارد. از جمله نرخ تورم و بیکاری. به هر حال بیش از نیمی از مناظره ی بین کروبی و موسوی به انتقاد از دولت نهم اختصاص یافت و در این بین موسوی موضع تندتری داشت. او از دروغ گفتن جلوی چشم مردم به عنوان یک پدیده ی شگفت آور یاد کرد و در انتها هم بحث تندی در مورد تبعیض صدا و سیما و مشکلات و دروغ گویی های آقای احمدی نژاد راه انداخت. با این حال نیمه ی دوم مناظره (غیر از دقایق آخر که به بحث تند آقای موسوی اختصاص داشت) بیشتر از نیمه ی اول آن به مناظره شباهت داشت. هر دو قاطعانه بر مواضع خود پافشاری کردند. آقای کروبی به این اشاره کردند که از مدت ها قبل تصمیم خود را برای حضور در انتخابات گرفته بودند و به 6 بیانیه در زمینه های مختلف از جمله احیای سازمان برنامه و بودجه، سهام نفت، حقوق شهروندی و حقوق زنان اشاره کردند. ایشان همچنین مطابق انتظار بحث اصلاح قانون اساسی را پیش کشیدند و به طور ریز به جزئیات ایرادات وارد بر این قانون اشاره کردند که شامل نحوه ی نظارت شورای نگهبان، برخی اصول اجرانشده ی قانون اساسی (مثل اصل 15 و 19) و بحث محرومیت غیرقانونی دانشجویان و...بود. از آن طرف موسوی بیشتر نظر به نخبگان داشت. قشر روشنفکرتری که به هر حال آرایش بیشتر به سمت آقای کروبی متمایل است تا آقای موسوی. بنابراین بحثی را پیش کشیدند که در این مناظرات هرگز به آن ها اشاره نشده بود: برنامه های پزشکی. آقای موسوی پیشرفت های پزشکی در دوران جنگ و علی رغم آن همه بحران را متذکر شدند و بیش از این که برنامه ای در این باره ارائه دهند، به بحث درباره ی موفقیت در این زمینه در دوران نخست وزیری اشاره کردند. ایشان همچنین مسائلی چون توسعه ی روستاها، بهبود صنعت حمل و نقل، اقوام و قومیت ها، اجرای اصول 12،15 و 19 قانون اساسی، مبارزه با امنیتی شدن آموزش و پرورش، گسترش بیمه خدمات درمانی و... پرداختند. اما بخشی از صحبت های آقای موسوی که برای افرادی چون من هم جذاب تر از بقیه ی مباحث بود، بحث صنعت نفت بود. در مقایسه با آقایان کروبی و رضایی (اگر در صحبت های آقای احمدی نژاد، برنامه ای درمورد صنعت نفت ایران یافتید، به من هم خبر بدهید!) آقای موسوی، طرح متفاوت تری را برای استفاده از درآمد سرشار نفتی ایران پیشنهاد کردند. طرح آقایان کروبی و رضایی (با مقداری اختلاف) هر دو در این مورد بود که سود حاصل از نفت به صورت سهام و سود در اختیار مردم قرار گیرد (غیر از بخشی که در راه اقدامات اقتصادی روزمره خرج می شود). ولی آقای موسوی به این اشاره داشت که این سود باید به عنوان موتور محرکه ی اقتصاد قرار داشته باشد. اقدامی که در صورت وقوع، به راستی می تواند تحولی عظیم در صنعت کشور ایجاد کند. امیدوارم آقای موسوی در صورت موفقیت در انتخابات، این طرح را فراموش نکند.
در اواخر بحث، آقای کروبی پیکان انتقاد را با سرعتی زیاد به سمت آقای موسوی متمایل کردند و با پرسش در مورد دوری 20 ساله ی آقای موسوی از فعالیت های سیاسی، به این مسأله اشاره کردند که اگر امثال آقای موسوی این کار را انجام نمی دادن، مملکت به چنین سمتی پیش نمی رفت و آقای موسوی حاضر نشد در طول این سال ها خودش را هزینه کند. در انتها آقای کروبی این سؤال را مطرح کرد که آیا آقای موسوی پس از دوری 20 ساله اش، خود را برای مواجهه با مشکلات بسیار آماده کرده است؟ این مباحث به عقیده ی من نه تنها در نهایت به ضرر موسوی تمام نشد، بلکه او از این بحث سود هم کرد. دوری او از قدرت بحسی بود که مخالفان موسوی چون چماق بر سر طرفدارانش می کوبیدند و حتی موافقان موسوی هم با احتیاط از این مسأله صحبت می کردند. ولی موسوی در این مناظره جوابی داد که به نظر من قانع کننده بود. او به این مسأله اشاره کرد که در تمام این سال ها از مشاغل فرهنگی و سیاسی دور نبوده، در قبال تحولات اعلام موضع کرده و حتی یک بار می خواست مستقیماً وارد این عرصه شود. در ضمن کسی که 8 سال درمیان آن جنگ طاقت فرسا توانسته کشور را اداره کند، مسلماً در حال حاضر هم این توان را دارد.
در نهایت این جلسه گرچه چندان حالت مناظره نداشت، ولی جلسه ی خوبی بود برای شفاف سازی بسیاری از مشکلات کشور.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نگاهی به برنامه ی مناظره ی دکتر محمود احمدی نژاد و دکتر محسن رضایی:
ورود آقای احمدی نژاد از طریق بحث اقتصادی به مناظره، غیر قابل پیش بینی ترین اتفاق ممکن در ذهن من بود. با توجه به تبحر آقای رضایی در بحث اقتصاد، به نظر می آمد آقای احمدی نژاد ترجیح دهد بحث را به مسائل دیگر از جمله سیاست خارجی (که ظاهراً ایشان در این زمینه دارای اعتماد به نفس زیادی هم هستند) بکشاند. ولی ترجیح داد همان آمارهای معروفش را رو کند. این کار به نظرم تاکتیک اشتباهی بود. چرا که هر حرفی که آقای احمدی نژاد می زد، با جواب مستدل و محکم آقای رضایی رو به رو می شد و اگر آقای رضایی در بخشی از مناظره اشتباه بزرگی را مرتکب نمی شد، این مناظره بی شک به نفع رضایی به پایان می رسید. چون بحث به دلخواه آقای احمدی نژاد پیش نمی رفت و صحبت نهایی هم در اختیار آقای رضایی بود.
آقای احمدی نژاد در این مناظره هم مثل مناظره های قبلی در موارد بسیاری با کلمات بازی کرد و سعی در فریب افکار عمومی داشت. در این جا به چند مثال اشاره می کنم:
1) آقای احمدی نژاد در اوائل بحث، علت تورم در کشور را تورم جهانی دانست. این حرف تا حدی (توجه کنید فقط تا حدی) درست است. ولی مسأله این است که در ماه های اخیر تورم در سطح جهان کاهش یافته، به طوری که در آمریکا (که آقای احمدی نژاد اقتصاد آن را رو به تباهی دانسته) به 1.5 درصد رسیده است). چطور آقای احمدی نژاد به این مسأله اشاره نمی کند که کاهش نرخ تورم در ماه های اخیر هم به خاطر کاهش تورم جهانی است؟!
2) آقای احمدی نژاد بعد از ارائه ی نمودارها و ارقامی از سوی آقای رضای یکه با داشته های ایشان مغایرت داشت، گفت: "نباید به طور کلی حرف زد". آیا این آمار دقیق و مبتنی بر محاسبات و اعداد و ارقام کلی است؟! در ضمن، در جایی دیگر آقای احمدی نژاد گفت: "همه ی جرم ها روند کاهشی دارند غیر از جرم های ریز"! آیا این حرف مصداق کلی گویی نیست؟ چه بسا از دید آقای احمدی نژاد قتل در میان جرم های ریز محسوب می شود!!
3) ایشان در جایی اشاره کرد که میانگین تورم سالانه در این دولت از میانگین تورم سالانه در چهار سال اول تمام دولت ها کمتر بوده است. این هم مصداق بازی با افکار عمومی است. آقای احمدی نژاد این نکته ی به ظاهر بدیهی را نادیده گرفته که ایشان دولت را با تورم 10.4 درصدی از آقای خاتمی تحویل گرفت، در حالی که آقای خاتمی با تورمی به مراتب بالاتر این دولت را از آقای هاشمی تحویل گرفت و آقای موسوی که در اوج بحران مملکت را اداره می کرد.
4) ایشان در پاسخ به بحث بی ثباتی که از سوی آقای رضایی مطرح شد (تعویض 15 عضو کابینه از جمله 8 وزیر، حضور 3 رئیس بر بانک مرکزی در این 4 سال، تغییر 24 استاندار، تغییر 7 باره ی مدیریت باشگاه های استقلال و پرسپولیس) به این مسأله اشاره کردند که مربی هم در یک بازی بازیکن عوض می کند تا به هدفش نزدیک تر شود. سؤال من این جاست که آیا این تعویض ها نباید حد و مرزی داشته باشد؟ در یک مسابقه ی رسمی مربی تنها می تواند 3 تعویض انجام دهد و تنها در مسابقه های دوستانه (که هدف اجرای روش های مختلف و تمرین تاکتیک های پیش بینی شده است) این محدودیت برداشته می شود. آیا آقای احمدی نژاد دوره ی ریاست جمهوری را به عنوان یک بازی دوستانه می بیند که تازه باید تاکتیک ها را تمرین کرد؟!
بحث های دیگری هم از سوی آقای رضایی مطرح شد. از جمله بی توجهی به نخبگان در این دولت. عدم مدیریت اقتصادی و اشاره به کاهش تعرفه ی شکر خام از 110% به 4% و تعرفه ی شکر سفید از 150% به 10% که باعث مشکلات زیادی شد و... بنابراین بحث به طور قابل توجهی به نفع آقای رضایی در جریان بود که ناگهان ایشان به این مسأله اشاره کرد که در سه سال اول انقلاب و بخشی از دوره ی جنگ او و همراهانش مملکت را اداره می کرده اند! او حتی در اظهار نظری شگفت انگیز گفت آن افرادی که آقای بازرگان از اخلال گری آنان شاکی بود، ما بودیم!! سؤال این جاست که آیا آقای رضایی واقعاً این اخلال ها و دخالت ها را که حتی تا سطح انتخاب فرماندار گسترش یافته بود (به گفته ی خودش) مایه ی افتخار می داند؟ یعنی طبق گفته ی ایشان، شهید رجایی و مهندس موسوی در کشور هیچ کاره بودند؟ یعنی در آن دوره انتخابات فقط وسیله ای بود برای سرگرم کردن مردم و در پشت پرده عده ای جوان 20 – 25 ساله مملکت را اداره می کردند؟ آیا اگر ایشان رئیس جمهور شوند، حضور چنین افرادی را بر می تابند؟!! حالا می توان فهمید چرا مرحوم بازرگان این همه در دوران کاریشان متحمل زحمت شدند و از همه شاکی بودند و در نهایت هم استعفا دادند. حالا کم کم دارد مظلومیت ایشان به اثبات می رسد. کسی که شاید یکی از متعهدترنی مسئولین مملکت در این سی سال بود و حالا دارد بی رحمانه از سوی عده ای مورد هجوم قرار می گیرد. بگذریم.
آقای احمدی نژاد با زیرکی از این اشتباه استراتژیک آقای رضایی نهایت استفاده را برد و مسیر بحث را عوض کرد. ایشان از این به بعد موضعی بسیار هجومی گرفت و به اصطلاح آقای رضایی را به گوشه ی رینگ برد. آقای رضایی با تلاش زیادی توانست خود را از این مهلکه نجات دهد. ولی جریان مناظره را از دست داد. پس از این آقای احمدی نژاد سعی کرد ضربه ی نهایی را به آقای رضایی بزند و صحبت پایانی را به خودش اختصاص دهد. چون در مناظره با آقای موسوی متوجه تأثیر به سزای سخنان پایانی شده بود و در مناظره با آقای کروبی هم از این فرصت نهایت استفاده را کرده بود. ولی در این مناظره علی رغم تلاش هایش نتوانست این فرصت را به طور کامل از آقای رضایی بگیرد و در نهایت آقای رضایی از فرصت آخرش کمال سود را برد و به بی امنیتی کشور، چگونگی جلوگیری از حمله ی آمریکا به ایران، تغییر معیارها برای وارونه کردن آمارها و اعتماد به نفس بیش از حد آقای احمدی نژاد که باعث می شود او خودش را فوق تخصص همه ی مسائل بداند، اشاره کرد. در نهایت می توان گفت اشتباه بزرگ رضایی، جریان مناظره را چرخاند. وگرنه اشتباه اولیه ی آقای احمدی نژاد باعث شده بود مناظره در اختیار آقای رضایی قرار گیرد.
و اما سخنی در انتهای مناظره ها خطاب به طرفداران آقای احمدی نژاد: در طول این یک هفته شاهد بی اخلاقی ها و توهین های زیادی از سوی طرفداران آقای احمدی نژاد در مورد آقایان موسوی و کروبی بودیم. آن ها استفاده ی زیاد آقای موسوی از کلمه ی چیز و هم چنین نفس تنگی های آقای کروبی را مثل چماقی بر سر طرفداران آن ها می کوبیدند و سعی در تحقیر آن ها داشتند. نکته این جاست که اگر طرفداران آقای کروبی و آقای موسوی از رفتارهای آقای احمدی نژاد ایراد نمی گیرند، به خاطر این نیست که حرکات ایشان بدون مشکل است. علت این است که ایشان در سخنانشان آن قدر سوژه دست مخالفانشان دادند که نیازی به اشاره به حرکات ایشان نبود. در ضمن درک و شعور طرفداران کروبی و موسوی بالاتر از این حرف هاست که بخواهند با تحقیر و تمسخر، به تخریب رقیب بپردازند. ولی برای این که خیال نکنید ما دست خالی هستیم، می گویم که در همین مناظره با آقای رضایی هم حرکات جالب زیادی از آقای رئیس جمهور شاهد بودیم. از جمله تیک عصبی ایشان که عادت به تکان دادن بینی خود دارند و این امر در مقابل دوربین های تلویزیونی منظره ی مضحکی را ایجاد می کرد. یا زمانی که در میان ناباوری آقای احمدی نژاد جلوی دوربین های تلویزیونی دست در بینی خود کرد!! در جایی دیگر هم آقای احمدی نژاد به جای "مثل خون در رگ" گفتند "مثل رگ در خون"!! دوستان عزیز! اگر شما در خون ما انسان ها رگ پیدا کردید، حتماً به ما هم بگویید تا اطلاعات زیست شناسیمان افزایش یابد!!